تبلیغات
وبلاگ - وقایع روز دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

امروز:

وقایع روز دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری


وقایع مهم روز عاشورا، خطبه امام حسین در روز عاشورا، نماز ظهر عاشورا، شهادت حضرت علی اکبر (ع)، شهادت حضرت عباس (ع)، شهادت حضرت علی اصغر (ع) و شهادت امام حسین (ع) است.

وقایع روز دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

صبح عاشورا، امام حسین(ع) نماز فجر را با
اصحابش خواند و ایستاد و این خطبه کوتاه را ایراد کرد، خدا را حمد و ثنا نمود و به
اصحابش فرمود: « براستی خدای عز و جل امروز به کشته شدن شماها و کشته شدن من اذن
داده و باید شکیبا باشید» مسعودی آن را در “اثبات الوصیه” روایت کرده
است.

آرایش سپاه حق در برابر سپاه باطل

ابن اثیر در “کامل التواریخ” و
طبری در “تاریخ” گویند: حسین(ع) زهیر بن قین را بر میمنه مقرر داشت و
میسره را به حبیب بن مظاهر سپرد و پرچم را به برادرش عباس داد و جلوی خیمه ها صف
بستند و آن ها را پشت سر نهادند و دستور داد هیزم و هیمه ها را که پشت خیمه ها فراهم
کرده بودند در خندقی که چون نهر بزرگی پشت خیمه ها در ساعتی از شب کنده بودند
ریختند و آتش زدند مبادا دشمن از پشت سر به آن ها حمله کند.

عمر بن سعد صبح عاشورا لشکر خود را به صف
کرد، عبدالله بن زهیر ازدی را بر اهل مدینه گماشت و ربیعه و کنده را به قیس ابن
اشعث سپرد و ربع مذحج و اسد را به عبد الرحمن بن ابی سبره حنفی داد، و حر بن یزید
ریاحی را سردار تمیم و همدان کرد. همه آنان در کشتن حسین(ع) شرکت کردند جز حر بن
یزید که به سوی حسین(ع) برگشت و با او کشته شد.

سپاه عمرسعد به قصد حمله به خیمه‌ها به سوی
خیمه‌ها حرکت کرده و اطراف خیمه‌ها را محاصره کردند اما با خندقی که به دستور
امام(ع) در اطراف خیمه‌ها حفر شده بود و در آن آتش افروخته شده بود برخورد کردند و
نتوانستند پیش‌روی کنند. شمر بن ذی الجوشن فریاد زد: ای حسین! پیش از قیامت به آتش
شتافتی. مسلم بن عوسجه خواست او را به تیر بزند ولی امام حسین(ع) مانع او شدند و
فرمودند: تیرش مزن، من دوست ندارم آغاز نبر از من باشد.

خطبه امام حسین در روز عاشورا
برای دشمنانش

«اما بعد؛ بنگرید من از چه خاندانم و به خود
آیید و خویش را سرزنش کنید و بنگرید برای شما کشتن من رواست و حرمت من برای شما
زیر پا شدنی است؟ من پسر پیغمبر شما نیستم؟ پسر وصی و عموزاده اش نیستم؟ آن که سر
مومنان است، مصدق رسول خداست در آنچه از پروردگارش آورد؟ حمزه سید الشهدا عموی خود
و پدرم نیست؟ جعفر که در بهشت با دو بال پروازکند عمویم نیست؟ به شما نرسیده که
رسول خدا(ص) درباره من و برادرم فرمود: سید جوانان اهل بهشتند؟ اگر گفتار مرا که
درست است و از وقتی دانستم خدا درو غگو را دشمن دارد، دروغ نگفتم، باور دارید بسیار
خوب، اگر باور ندارید، کسانی از اصحاب پیغمبر(ص) هنوز زنده اند، بروید از آن ها
بپرسید تا به شما خبر دهند، از جابر بن عبدالله انصاری و ابوسعید خدری و سهل بن
سعد انصاری و زید بن ارقم و انس ابن مالک بپرسید که به شما خبر دهند این گفتار را
درباره من و برادرم که از رسول خدا(ص) شنیده اند، این از ریختن خونم جلوگیر شما
نیست؟»شمر گفت: من خدا را زبانی پرستم و ندانم تو چه گویی.

وقایع روز دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

آغاز جنگ

عمر بن سعد پیش راند و تیری به لشکر حسین(ع)
انداخت و گفت: نزد امیر گواه باشید که من تیر اندازی را آغاز کردم و پیرو او
تیرهای لشکر کوفه چون پرندگان رسیدند. امام حسین(ع) به یارانش فرمود: «خدایتان
رحمت کند! برخیزید برای مرگی که چاره ندارد، این تیرها پیک لشکرند که سوی شما
آیند.» پس از تیراندازی عمرسعد دیگر افراد عمرسعد نیز تیر بر کمان نهاده و اصحاب
امام(ع) را نشانه رفتند. تقریباً هیچ یک از یاران امام حسین(ع) نماند که از زخم
این تیر‌ها در امان مانده باشد. همین امر باعث شد تا پنجاه و دو تن از یاران امام
حسین در تیرباران صبح به شهادت برسند..سپس جنگ تن به تن آغاز شد. حربن یزید ریاحی
اولین کسی است که به میدان جنگ تن به تن رفت و دلاورانه جنگید ولی ناجوانمردانه به
شهادت رسید. پس از حر یاران یک به یک به میدان رفتند و به شهادت رسیدند
.

نماز
ظهر عاشورا

ابوثمامه صیداوی به امام می‌گوید: موقع نماز
ظهر است و ما دوست داریم آخرین نمازمان را به امامت حسین بخوانیم. نماز آغازمی‌شود…
تیر باران نیز دوباره آغاز می‌شود… با پایان یافتن نماز سعیدبن عبدالله حنفی و
عمروبن
قرظة بن کعب که برای حفاظت از امام جلوی
ایشان ایستاده بودند بر اثر اصابت تیر‌های فراوان به شهادت می‌رسند. پس از نماز
باقیمانده اصحاب نیز به میدان رفته و به شهادت می‌رسند.

وقایع روز دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

شهادت حضرت علی اکبر(ع)

علی اکبر نخستین نفر از بنی هاشم بود که به
میدان جنگ رفت، نزد پدر آمد و اجازه طلبید، امام حسین(ع) به او اجازه داد، سپس
نگاهی مایوسانه به اکبرش کرد و دو انگشت اشاره را به طرف آسمان بلند کرد و گفت: «
خدایا خودت بر این قوم شاهد باش که به سوی آن ها جوانی رفت که از نظر جمال و کمال
و سخن گفتن، شبیه ترین مردم به رسول تو است و ما هرگاه مشتاق دیدار پیامبر تو
بودیم به چهره علی اکبر می نگریستیم». حضرت علی اکبر پس از جنگی دلاورانه به شهادت
می‌رسد. پس از ایشان سایر بنی هاشم و درنهایت حضرت قاسم به میدان رفت و به شهادت
رسید.

وقایع روز دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

شهادت حضرت عباس(ع)

عصر عاشورا، پس از شهادت
اصحاب و یاران، حضرت عباس علیه السلام تنهایی و بی كسی امام را نتوانست تحمل كند.
محضر امام(ع) رسید و رخصت میدان رفتن و جانفشانی خواست و عرضه داشت : برادر جان!
اجازه میدان می دهی؟ امام حسین(ع) گریه شدیدی كردند و فرمودند: برادر! تو پرچمدار
منی
.عباس(ع) عرض كرد: «سینه ام
تنگی می كند و از زندگی دلتنگ گشتـه ام.» امام(ع) فرمودند: برو و برای این کودکان
تشنه لب، اندکی آب بیاور. حضرت عباس(ع) مشك به دوش گرفت و روانه میدان شد. با سپاه
حریف، درباره آوردن آب به خیمه ها سخن گفت، دشمنان به او حمله کردند تا نگذارند او
خود را به آب برساند
.وقتی از آن ها مأیوس شد، به
نگهبانان شریعه حمله كرد و جمع كثیری را كشت و وارد شریعه شد، دست زیر آب برد تا
مقابل صورت آب را بالا آورد. «ذَكَرَ عَطَش الحسین و اهل بیته» به یاد لبان خشكیده
حسین و اهل بیتش افتاد و آب را
به شریعه برگرداند .هنگام بازگشت، دشمن راه را بر او بست.
حضرت برای محافظت از مشك به سمت نخلستان رفت و دشمن نیز به دنبالش
.از هر طرف تیر و نیزه به سمتش
پرتاب می كردند، تا اینكه زره از انبوه تیرها همچون خار پشت به نظر می رسید. ابرص
بن شیبان دست راست حضرت را قطع نمود، حضرت مشك را به دوش چپ انداخت و با دست چپ جنگید
و این گونه رجز خواند«وَ اللهِ اِنْ قَطَعْتُموا یَمینی، اِنّی اُحامی اَبَداً
عَنْ دینی» ،
به خدا قسم اگر دست راستم را قطع
كنید، من از حمایت از دینم دست بر نمی دارم
.در این هنگام دست چپ حضرتش را
حكیم بن طفیل از مچ قطع كرد. مشك را به دندان های مبارك گرفته سعی می كرد آب را به
خیام برساند. لذا خود را به روی مشك انداخت. در این حال دشمن تیری به چشم و تیری
به مشك زد، حكیم بن طفیل با گرزی آهنین فرق مبارك را نشانه گرفت و ضربتی وارد کرد
و او را بر زمین انداخت
.
عباس(ع) عرضه داشت
: «یا ابا عبد الله علیك
منی السلام»، ای اباعبد الله بر تو سلام، مرا دریاب
.امام خود را به نعش برادر رسانید،
وقتی قمربنی هاشم در بالین امام حسین(ع) جان سپرد، حضرت فرمودند: «الان انْكَسَر
ظَهری»، عباسم الآن كمرم شكست و چاره ام از هم گسست
.

وقایع روز دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

شهادت حضرت علی اصغر (ع)

تمامی یاران و اصحاب امام حسین(ع) به میدان
رفته و كشته شده بودند. در اردوگاه حق تنها دو مرد باقی مانده بود: اباعبدالله
الحسین(ع) و امام سجاد(ع) كه آن روز به اراده الهی بیمار بود تا زنده بماند و
رهبری امت را پس از امام حسین(ع) به دست بگیرد.
امام(ع) چون خویشتن را تنها و بی یاور دید
آخرین حجت را بر مردم تمام كرد و بانگ برآورد: «آیا مدافعی هست كه از حریم رسول
خدا دفاع كند؟ آیا یكتاپرستی هست كه از خدا بترسد و ما را یاری دهد؟ آیا فریادرسی
هست كه به خاطر خدا ما را یاری رساند؟ آیا كسی هست كه به خاطر روضه و رضوان الهی
به نصرت ما بشتابد؟».
صدای این كمك‏خواهی امام كه به خیمه‌ها رسید
و بانوان دریافتند كه حسین دیگر یاوری ندارد، صدایشان به شیون و گریه بلند شد.
امام به سوی خیمه‌ها رفت، شاید كه بانوان با دیدن او اندكی آرام گیرند؛ كه ناگاه
صدای فرزند شش ماهه‌اش «عبدالله بن الحسین» ـ كه به علی اصغر معروف بود ـ را شنید
كه از شدت تشنگی می‌گریست
. علی اصغر طفلی شیرخواره بود؛ كه نه آبی در خیمه‌ها
بود تا وی را سیراب كنند ، و نه مادرش «رباب» شیری در سینه داشت كه به وی دهد
. امام(ع) قنداقه‌ی علی اصغر را در دست گرفت و به سوی دشمن رفت؛ در مقابل
لشكر یزید ایستاد و فرمود:«ای مردم! اگر به من رحم نمی‌كنید بر این طفل ترحم
نمایید.»
اما گویی كه بذر رحم بر دل سنگ آنان پاشیده
نشده بود و تمامی رذالت دنیا در اعماق وجودشان ریشه دوانده بود ؛ زیرا به جای آنکه
فرزند رسول خدا (ص) را به مشتی آب میهمان کنند، تیراندازی از بنی‌اسد (كه گفته شده
است «حرملة بن كاهل» بود) تیری در كمان نهاد و گلوی طفل را نشانه گرفت. ناگاه
دستان و سینه امام(ع) به خون رنگین شد.
امام(ع) دستان خود را از خون علی اصغر پر
كرد و به آسمان پاشید و گفت: «هون علی ما نزل بی انه بعین الله.»

وقایع روز دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

شهادت امام حسین(ع)

بعد از این که همه یاران امام (ع) به شهادت
رسیدند، امام حسین(علیه السلام) که یکه و تنها
مانده بود، نگاهی به اجساد مطهر شهدا کرده و آنها را صدا می‌کرد. امام (ع)
در نوبت‌هایی با اهل‌بیت، وداع کردند که هر کدام جانسوزتر از دیگری بود؛ سپس امام (ع
به سراغ لشگر دشمن آمده و بار دیگر برای اتمام حجّت خود را معرّفی کردند و از لشگر
ظلم در مورد خود گواهی گرفتند که همه او را می‌شناسند
.

امام در جنگ تن‌به‌تن
با شجاعتی وصف‌ناپذیر یک‌یک آن‌ها را به درک واصل کردند تا این که در اثر تشنگی و
خستگی زیاد ایستادند تا کمی استراحت کنند. ظالمی با سنگ سر ایشان را زخمی کرد و
وقتی ایشان برای پاک‌کردن خون سرشان پیراهن را بالا آوردند، ظالم دیگری تیری سه
شعبه زهر آلود بر سینه مبارکشان زد
.تیر آن چنان بر پیکر
امام (ع) فرو رفت که ایشان تیر را از پشت بیرون آوردند و خونشان مانند ناودان جاری
شد. در این هنگام ضعف بر بدنشان غلبه کرد و ایشان در جای خود بودند و حرکت نمی‌کردند.
ظالمان هم از ترس این که قاتل اصلی حسین(ع) باشند، مدّتی طولانی جلو نیامدند تا آن
که شمر ملعون بر سپاه خود فریاد زد: «وای بر شما چرا به این مرد مهلت می دهید،
مادرهایتان به عزایتان بنشینند، او را بکشید.» در این وقت دشمنان بی رحم از هر سو
به آن امام غریب حمله کردند، یکی به شانه چپش ضربت زد، دیگری بر دوشش ضربت زد،
سنان ابن انس به پیش آمد و چنان نیزه اش را بر گودی گلوی آن حضرت فرو برد و سپس
نیزه را بیرون آورد و بر استخوانهای سینه اش کوبید و تیر بر حلقوم او وارد ساخت، تا
که آن حضرت بر روی خاک زمین افتاد و در حالی که
یکصد و چند نشانه تیر و نیزه بر پیکرش بود، نقش بر زمین گشت و روح مبارکش به ملکوت
اعلی پیوست.

وقایع روز دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

پس از شهادت امام حسین علیه السلام

دشمنان
اهل بیت پس از شهادت جان سوز امام حسین علیه السلام و یارانش ، دست از جنایات خویش
برنداشتند، بلکه در این روز غم آلود جنایت هاى دیگرى مرتکب شدند که شامل غارت خیمه
ها،
آتش زدن خیمه ها، تاختن اسب بر
پیکر شهیدان و ارسال سر مقدس امام حسین علیه السلام به کوفه
بود.



لینک منبع

مطلب وقایع روز دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری در سایت مفیدستان.


لینک منبع و پست :وقایع روز دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری
http://mofidestan.ir/%d9%88%d9%82%d8%a7%db%8c%d8%b9-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%af%d9%87%d9%85-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%85-%d8%a7%d9%84%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%b3%d8%a7%d9%84-61-%d9%87%d8%ac%d8%b1%db%8c-%d9%82%d9%85%d8%b1/


نوشته شده در : یکشنبه 9 مهر 1396  توسط : وبلاگ .    نظرات() .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر